یلدای 93
یلدا مبارک آبنبات مامان ... امسال یلدا اسمال مشتی بودیم و برای اونجا سفره انداختیم ... قربونت بشم که همش فکر میکردی تولدتِ ... وقتی در حال چیدن یفره بودم میگفتی :" مامان تولد منه؟" عزیـــــــــــــــــــــزم آخر شب هم که خواستیم عکس بیندازیم ، همش میگفتی :" مامان میشه شمع ها رو من فوت کنم ؟" منم ازت خواستم عکس بگیریم بعد این کارو خودت انجام بده ... دل تو دلت نبود و نمیتونستم نگهت دارم تا دو تا عکس دریت ازت بیندازم ... بلاخر...




